تحلیلی از اسماعیل البرزی :
واکاوی اعتبار برندهای سیاسی در انتخابات گلستان

فارغ از عصبیت و گرایشات سیاسی باید اذعان داشت که جریان اصلاحات توانسته است پرچم اصولگرایی را در آوردگاه انتخابات گلستان به زیر کشیده و با بهره گیری از ظرفیت مردمی، به آنچه در اتاق های فکر نیم بند آنان طراحی شده بود، جامه ی عمل بپوشاند.
گذشته از دلگرمی زایدالوصفی که به واسطه ی بهره مندی از پشتیبانی و پتانسیل مادی و معنوی دولت در اردوگاه اصلاح طلبان خود نمایی می نمود، انسجام در اجرای برنامه ها و تمکین صف به تصمیمات ستاد به همراه شانتاژ بی وقفه ی رسانه ای در شبکه های اجتماعی، از مولفه هایی است که هیچ عقل سلیم و داور بی غرضی را میل به کتمان آن نخواهد بود.
آنچه بیش از هر چیز در آسمان انتخابات گلستان خود را نمایان ساخت ؛ رقابت و تا اندازه ای جدال نشان های سیاسی با نام " جبهه متحد اصولگرایان " در یک سوی میدان و " لیست امید " به نمایندگی از شورای راهبردی اصلاح طلبان استان در زمین مقابل بود که مسیر انتخابات را به سوی برتری حامیان دولت هدایت نمود.
واکاوی بیطرفانه ی علل سیادت اصلاح طلبان در گلستان، اذهان عمومی را به سوی چیستی و چگونگی پیدایش و نحوه بهره گیری از دو بِرند سیاسی حاضر در استان سوق می دهد که صادقانه باید اذعان داشت که شورای راهبردی اصلاح طلبان، محصول تصمیم و تایید خرد جمعی نیروهای سنتی و رویش های جدید اصلاح طلبی از صف تا ستاد است که در مواقع حساس و سرنوشت سازی نظیر تلاش برای جلوگیری از انشقاق و تثبیت ائتلاف لیست امید در مرکز استان، کمترین مقاومتی را از نیروهای صف و بدنه ی اصلاحات در خود ندیده و اگر واقع بینانه تر بنگریم باید معترف بود که فشار بدنه ی مردمی اصلاحات نیز عامل اصلی تمکین کاندیدای ناراضی برای تعظیم و تسلیم در برابر تصمیم شورای راهبردی اصلاح طلبان بوده است که می توان آن را مصداق بارز و عینی احترام به نظر مراکز تصمیم گیری و اهتمام به اراده ی بدنه تعبیر نمود .
در سوی دیگر این منازعات دموکراتیک که در پی تلاش برای تحصیل اعتماد و همراهی اکثریت آرای مردمی، به رقابت با کمپین اصلاح طلبان برخاسته و برای حفظ داشته های اصولگرایان در خانه ملت، چشم امید به ظرفیت مردمی طیف های مختلف اصولگرایی دوخته بود ، " جبهه متحد اصولگرایان " است که با وجود دارا بودن سبقه و پیشینه ی ملی، هویت ناشناخته ای در گلستان دارد و صریح تر آنکه به هیچ عنوان نمی توان آن را محصول اراده ی مردمی و خرد جمعی در طیف مقابل اصلاحات دانست.
بر خلاف برگزاری انتخابات شفاف برای مشخص شدن زعمای فکری و اجرایی اصلاح طلبان در استان که از روستاها و شهرها آغاز شده و تا مرکز استان ادامه داشته است، ساز و کار تعیین زعمای حاضر در اتاق فکر جریان اصولگرایی در گلستان بر کسی آشکار نیست و آنچه از شواهد و قراین برآمده است؛ خود انتصابی پنهانی و روش های سنتی و منسوخ کدخدا منشانه و ریش سفیدی در سپهر سیاست ، جایگزین پروژه ی انتخابات درون جناحی شده است که بی شک این روش انحصار طلبانه در برهه ی کنونی به هیچ وجه مورد تایید لیدرهای پشت درمانده و صاحبان رای نبوده و به دلیل نسیان اعتنا و فقدان ارتباط و اتصال با بدنه ی مردمی، نیروهای صف را اشتیاقی به تمکین در برابر تصمیمات ستاد نخواهد بود که از مصادیق آن می توان به عدم تمکین برخی کاندیداهای اصولگرا و قالب نیروهای مردمی به تصمیمات انحصاری جبهه متحد اصولگرایان برای حمایت از اندک بازیگران مرحله دوم انتخابات در حوزه های مرکز و غرب استان اشاره کرد.
با وجود آنکه علل و عوامل مختلفی نظیر بی بهره گی از حضور کاندیداهای کم حاشیه، معتدل و قدرتمند، ادبیات تبلیغی غیر کارشناسی، بکارگیری مهره های کم اعتبار و فاقد مقبولیت عام در برخی ستادهای انتخاباتی اصولگرایان، کاهش مشارکت و غیر ملموس بودن خدمات و فعالیت های برخی نمایندگان فعلی اصولگرا در مجلس، سبب ناتوانی جریان اصولگرا در حفظ داشته های سیاسی و حاکمیت ادبیات "  تغییر " شده است اما نباید با تعصبات کور، فرافکنی و متهم کردن خودی و غیر خودی، از آسیب شناسی واقع بینانه و نادیده گرفتن رای و نظر نیروهای صف و حتی لیدرهای نشاندار در انتخاب تصمیم گیرندگان استانی غافل شد.

  14 اردیبهشت 1395
بخش : استان گلستان / یادداشت
کد خبر: 53352
تگ ها :

seydnews@gmail.com

نظرات 0
ارسال نظر
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler

شرکت داده پردازان نیک نام ققنوس پارس تلگرام صیدنیوز