آقای رئیس ! میر پنج رفته است. اینجا جمهوری اسلامی است با مدیران پاسخگو

بر اساس قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران،  شما که بر کرسی امانی متعلق به من و امثال منِ ایرانی تکیه زده اید باید در برابر رفتار و عملتان پاسخگو باشید و اگر جنبه و توان پاسخگویی ندارید با دو خط استعفا همه را خوشحال کنید که این سرزمین، چون تو سرباز ، فراوان دارد.

حضرت کارشناس و المتخصص ! منتقدان را به بی سوادی در علم دفاع از طبیعت و هم دردی با جنگل برچسب می زنید و مباحث کارشناسی و تخصصی به رخ دلسوختگان و مدافعان سرمایه های ملی می کشید غافل از آنکه چند سالی است شُبانان رمه را به آغوش گرگ سپرده اند و صدای خُر و پُف ناظرانِ خود به خواب زده هم گوش فلک را کَر کرده است .

آری آقای رئیس، اگر تخصص ، فتوای نابودی جنگل است همان بهتر که بگویم در این مکتب سواد نیاموخته ام و با تمام وجود فریاد می زنم که به خود می بالم اگر در علم جنگل خواری،  اُمّی و کور و کَرَم.  لعنت بر آن عِلمی که درختان چند ده ساله ی سالم و جوان و بی عیب و نقص سرزمین مرا محکوم به نابودی می داند و صد لعنت بر آن دستی که به قتل عام و اضمحلال میراث طبیعی وطن من حکم می راند و بر گُرده رو به زوال و جسم نحیف و رنجور آن چنبره انداخته است.

آقای رئیس،  گیریم که من و امثال من بی سوادیم و شما و هم مشربانتان علامه ی دهر . با کاروان کامیون های قطار شده در دل هیرکان چه می کنید؟

منتقدان مدافع فرزند هیرکان را به جلسات فرمایشی دعوت می کنید در حالی که می دانید تانک های جنگل خوار، گنجینه ی سبز سرزمین من و شرافت مسئولان ترسو و نالایق را یکجا در زیر چرخهای سترگ و آهنینش به لجن کشیده است و شما هنوز به دنبال فخر فروشی به هنر کارشناسان تان هستید . آخر یکی نیست بگوید مدافعان جنگل را با اتاق های خوش رنگ و لعاب چه میانه ای است؟ جنگل مرد میدان می خواهد نه مدیران امارت نشین !

نکند چشم و گوش ما هم کور و کر است و به دیده ها و شنیده های ما هم شک دارید ؟

آقای مدیر ! منتقدان را به غرض ورزی و تشویش اذهان عمومی و اظهار نظرهای سخیف و احساسی و دهها عبارت دیگر متهم می کنید در حالی که فراموش کرده اید ، اینجا جمهوری اسلامی حاکم است و رضا خان میرپنج دهه هاست که از این مملکت رانده شده و جنگل هم ارثیه آباء و اجدادی هیچ چماق به دستی از گردن کلفتان بهره مند از رانت گرفته تا مدیران قد خمیده در پیشگاه زر و زور نیست و از این پس هر روز به نیابت از مردم تو را به پاسخگویی فرا می خوانم .

آقای مدافع جنگل ! زبان دفاع از بیت المال و میراث طبیعی سرزمینم را به نیکی هِجّی کرده ام و بر آن تا پای جان ایستاده ام اما زبان دروغ و تملق و چاپلوسی برای خدمت به گردن کلفتان و نامردمان از بر نکرده ام .

دل از امارت جنگل بر کن و صدای نفس های آخر فرزند هیرکان اگر به گوشت می رسد برخیز که وقت تنگ است هر چند نیک می دانم :
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

وای بر تو و آن روزی که بی سوادان تبر برای شکستن قلم های ناپاک به هوا بلند کنند.
اسماعیل البرزی

  10 اسفند 1395
بخش : استان گلستان / یادداشت
کد خبر: 56766
تگ ها :

seydnews@gmail.com

نظرات 1
  • فخری کیا | 10/12/1395 - 14:26

    سلام احسنت افرین بارک الله دست مریزاد
ارسال نظر
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler

تلگرام صیدنیوز